4

 

 

ANTINEOPLASTICS

 

ASPARAGINASE-BLEOMYCIN-BUSERELIN-BUSULFAN-CARBOPLATIN-CARMUSTINE-CHLORAMBUCIL-CHLORMETHINE-CISPLATIN-CLADRIBINE-CYCLOPHOSPHAMIDE-CYTARABINE-DACARBAZINE-DACTINOMYCIN-DAUNORUBICIN-DOXORUBICIN-EPIRUBICIN-

ESTRAMUSTINE-ETOPOSIDE-FLUOROURACIL-HEXAMETHYLMELAMINE-HYDROXYUREA-IDARUBICIN-IFOSFAMIDE-INTERFERON-LEUCOVORIN-LOMUSTINE-MELPHALAN-MERCAPTOPURINE-MESNA-METHOTREXATE-MITOMYCIN-MITOTANE-MITOXANTRONE-OCTREOTIDE-PACLITAXEL-REDNIMUSTINE-PROCARBAZINE-STREPTOZOCIN-TAMOXIFEN-THIOGUANINE-VINBLASTINE-VINCRISTINE-VINDESIN

 

 

 

 

 

اغلب‌ داروهاي‌ ضد سرطان‌ اثرات‌كشنده‌اي‌ بر روي‌ سلولها دارند. اين‌

اثرات‌ در اكثر موارد به‌ سلول‌هاي‌ سرطاني‌محدود نمي‌شود و سلول‌هاي‌ سالم‌ را نيزشامل‌ مي‌شود. تمام‌ داروهاي‌ ضد سرطان‌عوارض‌ جانبي‌ نسبتŠ قابل‌ توجهي‌ دارند

و قبل‌ از تجويز آنها بايد منافع‌ تجويز

آنها در مقابل‌ عوارض‌ جانبي‌ و خطرات‌آنها در بيمار بخوبي‌ ارزيابي‌ گردد.

در مورد تجويز و مصرف‌ همه‌ داروهاي‌ضد سرطان‌ بايد به‌ نكات‌ زير توجه‌

نمود:

1 ـ داروهاي‌ تزريقي‌ ضد سرطان‌ بايد درمحل‌ خاصي‌ براي‌ تزريق‌ آماده‌ شده‌ وتوسط افراد مطلع‌ و آموزش‌ ديده‌ صورت‌گيرد.

2 ـ هنگام‌ تزريق‌ داروهاي‌ ضد سرطان‌ بايدنكات‌ ايمني‌ (استفاده‌ از دستكش‌، لباس‌مخصوص‌ و عينك‌) رعايت‌ شود و موادزائد حاصل‌ از اين‌ داروها به‌ طريق‌ مطمئن‌دور ريخته‌ شود.

3 ـ زنان‌ باردار بايد از تماس‌ با اين‌ داروهااجتناب‌ نمايند.

4 ـ با توجه‌ به‌ اينكه‌ مقدار مصرف‌ اين‌داروها دائمŠ در حال‌ تغيير است‌ وبرنامه‌هاي‌ درماني‌ متفاوتي‌ از تلفيق‌داروهاي‌ ضد سرطان‌ در درمان‌سرطانهاي‌ مختلف‌ وجود دارند مقاديرمصرف‌ هر داروي‌ ضد سرطان‌ در اين‌كتاب‌ بايد به‌ عنوان‌ الگوي‌ كلي‌ در نظرگرفته‌ شود و براي‌ اطلاع‌ از مقدار دقيق‌مصرف‌ هر دارو بايد به‌ آخرين‌ مقالات‌ وكتب‌ تخصصي‌ انكولوژي‌ مراجعه‌ شود.

5 ـ در بسياري‌ از موارد عوارض‌ جانبي‌داروهاي‌ ضد سرطان‌ اجتناب‌ناپذير بوده‌و مي‌توان‌ به‌ تناسب‌ شدت‌ اين‌ عوارض‌مقدار مصرف‌ دارو براي‌ هر بيمار را تعيين‌كرد.

6 ـ داروهاي‌ ضد سرطان‌ در اغلب‌

موارد باعث‌ تضعيف‌ مغز استخوان‌مي‌گردند كه‌ هنگام‌ مصرف‌ توأم‌ آنها باساير داروهاي‌ مضعف‌ مغز استخوان‌ و ياراديوتراپي‌ بايد به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌

كافي‌ داشت‌.

7 ـ اكثر داروهاي‌ ضد سرطان‌ باعث‌تضعيف‌ سيستم‌ ايمني‌ بدن‌ بيمار مي‌شوندكه‌ اين‌ امر ممكن‌ است‌ باعث‌ ايجاد و ياگسترش‌ عفونت‌ شود. اين‌ بيماران‌ بايد ازانجام‌ واكسيناسيون‌هاي‌ ويروسي‌ و ياتماس‌ با افرادي‌ كه‌ بيماري‌هاي‌ عفوني‌دارند و يا افرادي‌ كه‌ به‌ تازگي‌ واكسينه‌شده‌اند خوداري‌ نمايند.

8 ـ تعدادي‌ از داروهاي‌ ضد سرطان‌ باعث‌افزايش‌ اسيداوريك‌ خون‌ مي‌شوند كه‌ممكن‌ است‌ منجر به‌ ايجاد رسوب‌كريستال‌هاي‌ اسيداوريك‌ در كليه‌ شود.اين‌ قبيل‌ بيماران‌ بايد آب‌ كافي‌ مصرف‌ كنندو ممكن‌ است‌ به‌ تجويز داروهايي‌ مثل‌آلوپورينول‌ نيز نياز داشته‌ باشند.

9 ـ داروهاي‌ ضد سرطان‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ايجاد تهوع‌ و استفراغ‌ شديد شوند، لذااستفاده‌ از داروهاي‌ ضد تهوع‌ و استفراغ‌در اغلب‌ بيماران‌ ضروري‌ است‌.

10 ـ اغلب‌ داروهاي‌ ضد سرطان‌ تراتوژن‌هستند و مصرف‌ آنها در زنان‌ باردار،بخصوص‌ در سه‌ ماهه‌ اول‌ بارداري‌، بايدبه‌ دقت‌ بررسي‌ شود.

11 ـ نشت‌ داروهاي‌ ضد سرطان‌ به‌بافت‌هاي‌ اطراف‌ در هنگام‌ تزريق‌ وريدي‌مي‌تواند باعث‌ ايجاد آسيب‌ شديد به‌ اين‌بافت‌ها گردد. درد، التهاب‌ و قرمزي‌ درمحل‌ تزريق‌ مي‌تواند نشانه‌ نشت‌ داروهاباشد.

داروهاي‌ ضد سرطان‌ را با توجه‌ به‌مكانيسم‌ اثرشان‌ مي‌توان‌ در چند

دسته‌ اصلي‌ تقسيم‌بندي‌ كرد. مهمترين‌دسته‌هاي‌ داروهاي‌ ضد سرطان‌ عبارت‌هستند از آلكيله‌ كننده‌ها (مانندسيكلوفسفاميد، نيتروژن‌ موستارد وكلرامبوسيل‌)، آنتي‌ بيوتيك‌هاي‌ سمي‌ براي‌سلول‌ (مانند دكسوروبيسين‌،دانوروبيسين‌ و داكتينومايسين‌)، آنتي‌متابوليت‌ها (مانند متوتركسات‌،فلوراوراسيل‌ و مركاپتوپورين‌)،آلكالوئيدهاي‌ وينكا (مانند وين‌كريستين‌ ووين‌بلاستين‌) و آنتاگونيست‌هاي‌هورمون‌ها (مانند تاموكسي‌فن‌). سايرداروهاي‌ ضد سرطان‌ مكانيسم‌هاي‌اختصاصي‌ خود را دارند و در اين‌دسته‌بندي‌ها قرار نمي‌گيرند.

 

ASPARAGINASE

موارد مصرف‌: آسپاراژيناز در درمان‌لوسمي‌ حاد لنفوسيتيك‌ بكار مي‌رود.همچنين‌ در درمان‌ لوسمي‌ حاد ميلوسيتيك‌و ميلومنوسيتيك‌، لنفوماهاي‌ هوچكيني‌ وغيرهوچكيني‌ و ملانوساركوما مصرف‌شده‌ است‌.

 

مكانيسم‌ اثر: آسپاراژيناز آنزيمي‌ است‌ كه‌باعث‌ تجزيه‌ آسپاراژين‌ به‌ اسيد آسپارتيك‌و آمونياك‌ مي‌شود. بعضي‌ از سلولهاي‌بدخيم‌ برخلاف‌ سلولهاي‌ سالم‌ بدن‌ قادر به‌سنتز آسپاراژين‌ نيستند. آسپاراژيناز درسنتز پروتئين‌،  RNA,و DNA مداخله‌مي‌كند.

 

فارماكوكينتيك‌: به‌ ميزان‌ خيلي‌ كم‌ از سدخوني‌ ـ مغزي‌ عبور مي‌كند. توسط سيستم‌رتيكولواندوتليال‌ متابوليزه‌ مي‌شود. نيمه‌عمر تزريق‌ عضلاني‌ 39-49 ساعت‌ وتزريق‌ وريدي‌ 8-30 ساعت‌ مي‌باشد.23-33 روز بعد از قطع‌ درمان‌، دارودوباره‌ در خون‌ ظاهر مي‌شود.

 

موارد منع‌ مصرف‌: در صورت‌ وجود ياسابقه‌ پانكراتيت‌ نبايد مصرف‌ شود.

 

هشدارها: در صورت‌ بروز پانكراتيت‌،درمان‌ با دارو بايد براي‌ هميشه‌ قطع‌

شود.

 

عوارض‌ جانبي‌: واكنش‌هاي‌ حساسيتي‌ وآنافيلاكسي‌، كاهش‌ فاكتورهاي‌ انعقادي‌پلاسما، سميت‌ كبدي‌ (ازجمله‌ تغييرات‌چربي‌)، التهاب‌ لوزالمعده‌، تهوع‌، استفراغ‌ ودپرسيون‌ CNS از عوارض‌ جانبي‌ مهم‌ ونسبتŠ شايع‌ دارو هستند.

تداخل‌هاي‌ داروئي‌: دارو با وينكريستين‌،گلوكو كورتيكوئيدها يا كورتيكوتروپين‌،آلوپورينول‌، كلشي‌سين‌، متوتركسات‌،انسولين‌ يا داروهاي‌ خوراكي‌ كاهش‌دهنده‌قند خون‌ تداخل‌ دارد.

 

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: با توجه‌ به‌ واكنش‌حساسيت‌ مفرط بدارو، قبل‌ از اولين‌ تجويزو مواقعي‌ كه‌ يك‌ هفته‌ يا بيشتر بين‌ دوتزريق‌ فاصله‌ باشد،انجام‌ آزمون‌ داخل‌جلدي‌ توصيه‌ مي‌شود.

 

مقدار مصرف‌:

بزرگسالان‌: در لوسمي‌ حاد لنفوسيتيك‌مقدار IU/kg/day 200 بصورت‌ وريدي‌بمدت‌ 28 روز مصرف‌ مي‌شود.

كودكان‌: IU/m2/day 6000 بصورت‌عضلاني‌ در روزهاي‌ 4، 7، 10، 13، 16، 19،22، 25، 28 درمان‌ همراه‌ با وينكريستين‌ وپردنيزون‌ بكار مي‌رود و يا IU/kg/day1000 بصورت‌ وريدي‌ بمدت‌ 10 روز دربيست‌ و دومين‌ روز درمان‌ همراه‌ باوينكريستين‌ و پردنيزون‌ بكار مي‌رود.

 

اشكال‌ دارويي‌:

Injection: 10,000 IU

 

BLEOMYCIN

موارد مصرف‌: بلئومايسين‌ در درمان‌سرطان‌ سلولهاي‌ سنگفرشي‌ سر و گردن‌،گلو، سرويكس‌، پوست‌، كليه‌، مهبل‌ و بيضه‌بكار برده‌ مي‌شود. اين‌ دارو همچنين‌ ممكن‌است‌ در افوزيونهاي‌ بدخيم‌ پريتونال‌ وپلورال‌ و در درمان‌ لنفوم‌ هوچكيني‌ وغيرهوچكيني‌ موثر باشد.

 

مكانيسم‌ اثر: بلئومايسين‌ يك‌ آنتي‌بيوتيك‌است‌ كه‌ اثر خود را هم‌ بر روي‌ سلولهاي‌قابل‌ تقسيم‌ و هم‌ سلولهايي‌ كه‌ در حال‌ رشدنيستند مي‌گذارد. مكانيسم‌ احتمالي‌ آن‌تداخل‌ در فاز G2 تقسيم‌ سلولي‌ وجلوگيري‌ از رشد سلول‌ سرطاني‌ است‌.

 

فارماكوكينتيك‌: بعد از تزريق‌ عضلاني‌ وداخل‌ صفاقي‌ بخوبي‌ جذب‌ مي‌گردد. محل‌متابوليسم‌ آن‌ كاملا مشخص‌ نيست‌ ولي‌بنظر مي‌رسد كه‌ در كبد و كليه‌ صورت‌مي‌گيرد و از طريق‌ كليوي‌ هم‌ دفع‌

مي‌گردد.

 

عوارض‌ جانبي‌: ايديو سنكرازي‌ و سميت‌ريوي‌ با مصرف‌ طولاني‌ مدت‌ بلئومايسين‌بروز مي‌كند. مهمترين‌ عارضه‌ ايجادسوختگي‌ و زخم‌ در محل‌ تزريق‌ است‌.سندرم‌ رينود نيز در بعضي‌ موارد ديده‌مي‌شود. ممكن‌ است‌ ريزش‌ مو، تب‌ و لرزنيز در بيمار تحت‌ درمان‌ ديده‌ شود.

 

تداخل‌هاي‌ داروئي‌: مصرف‌ توأم‌ باسيس‌پلاتين‌ باعث‌ تأخير در دفع‌بلئومايسين‌ مي‌گردد و سميت‌ آنرا افزايش‌مي‌دهد. مصرف‌ وينكريستين‌ قبل‌ از تجويزبلئومايسين‌ باعث‌ حساس‌ شدن‌ بافت‌سرطاني‌ به‌ بلئومايسين‌ مي‌گردد.

 

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ محلول‌ بلئومايسين‌استريل‌ را مي‌توان‌ توسط محلول‌دكستروز و يا كلرورسديم‌ رقيق‌ و سپس‌مصرف‌ نمود.

2 ـ بدليل‌ احتمال‌ بروز ايديوسنكرازي‌،بيمار 4 ساعت‌ قبل‌ از مصرف‌ دارو توسطيك‌ واحد از بلئومايسين‌ تست‌ گردد.

3 ـ برخي‌ از پزشكان‌ جهت‌ جلوگيري‌ از تب‌و لرز آنافيلاكسي‌ از داروهاي‌ استروئيدي‌،استامينوفن‌ و ديفن‌هيدرامين‌ استفاده‌مي‌كنند.

مقدار مصرف‌: در بيماري‌ هوچكين‌،سرطان‌ سلولهاي‌ سنگفرشي‌،لنفوساركوما و سرطان‌ بيضه‌ بصورت‌داخل‌ عضلاني‌، وريدي‌ و زيرجلدي‌

0/25-0/5 u/kg و يا 10-20 u/m2 يك‌ و يادو بار در هفته‌ و يابصورت‌ انفوزيون‌داخل‌ وريدي‌ بطور مداوم‌ u/kg 0/25 و يا15 u/m2 در يك‌ روز بمدت‌ 4 تا 5 روزتجويز مي‌گردد.

در سرطان‌ سلولهاي‌ سنگفرشي‌ سر وگردن‌ و همچنين‌ در سرطان‌ رحم‌ از

راه‌ انفوزيون‌ در شريان‌ موضعي‌30-60u/day در مدت‌ 1-24 ساعت‌مصرف‌ مي‌گردد. در ترشحات‌ ناشي‌ ازتومورهاي‌ بدخيم‌ 15-120 واحد در 100ميلي‌ليتر محلول‌ تزريقي‌ كلرورسديم‌ قطره‌قطره‌ داخل‌ جنب‌ تزريق‌ و پس‌ از 24 ساعت‌خارج‌ مي‌گردد.

به‌ عنوان‌ مقدار مصرف‌ نگهدارنده‌. دربيماري‌ هوچكين‌، بصورت‌ داخل‌ عضلاني‌و يا وريدي‌ يك‌ واحد در روز و يا 5 واحددر هفته‌ مصرف‌ مي‌شود.

در درمان‌ زگيل‌ معمولي‌ اين‌ دارو

بصورت‌ داخل‌ ضايعه‌ به‌ مقدار 0/2-0/8واحد (بسته‌ به‌ اندازه‌ ضايعه‌) يك‌ و

يا دو بار در فواصل‌ 2-4 هفته‌اي‌ تا

حداكثر مقدار مصرف‌ 2 واحد مصرف‌مي‌شود.

 

اشكال‌ دارويي‌:

Injection (as sulfate): 15 U